چه غریب ماندی ای دل...
عمریست نشسته ایم پای "لرزه " خربزه هایی که یادمان نمیاید کی خورده ایم.. پ.ن: دل نه مرد آنست که با غمش برآید مگسی کجا تواند که بیفکند عقابی ؟ .. . آرامــش ظاهــرم گمــراهـت نکنــد نمی دانـم .. شادی برای تو ... غم ِ عالم برای من آوای ِ آسمانی ِداوود مال تو بیمهری است رسم ِ محبت برای تو بگذار عمر در گذر عشق طی شود اگر دلت گرفت سکوت کن! این روزها هیچ کس معنای دلتنگی را نمی فهمد... حال این روزهایم بی رنگ است وبی صدا ... از اون دست روزهایی است که می دانم هیچ وقت خاطره نمی شوند! گله ای ندارم.. گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست... پی نوشت۱: حوصله مهمترین چیزی است که این روزها ندارم.. پی نوشت ۲: زخم که می خوری.. مزه مزه اش کن حتما نمکش آشناست..! يك جنگجو كه نجنگيد اما ...، شكست خورد.. خوب میدانم که دلداری احمقانه ی - خوب می شود روزی - هایم را باید تا آخر به همراه داشته باشم.. آدم باید خودش را هر روز و هر شب فریب دهد تا زندگی کند. من کمی از خودم احمق ترم... . همیشه برای غصه خوردن دیر است و برای شادی زود. دنیا درست مثل بچه های سمج این را مدام به گوش آدمی می خواند.. من؟ خوبم اما..گذشته ام درد می کند.. .. . گاهی مجبورم به آرامش سنگ حسادت کنم چقدر خیالش آسوده ست "صالحی" ای همان صمیمانه ترین! تماشایت را از دل م دریغ مکن.. من به چشمان پر از جاذبه ات محتاجم...
" با زخم باید ساخت .. طول میکشه ولی
خوب میشه .. " سگ كشي / بهرام بيضايي همهی راز علاقهی آدمی به آدمی سید علی صالحی " حرف حق می زنی
عزیزم. ولی .. باید یاد بگیری هر حقیقتی رو تو صورت طرف
مقابل تف نکنی ... روح و روان آدما از هر حقیقتی عزیزتره
.." رضا کیانیان. چتری برای دو نفر .. حـال و احـوال ِ ایـن روزهــایـم ، " ناپلئون هم همین اشتباه را کرد .. وقتی مسکو را
گرفت، طوری آن را سوازند و ویران کرد، که نه دیگر به درد خودش خورد نه هیچ
کس دیگر ... حالا تو ببین چه می کنی با دل ما ! ... "
آشفتــه تر از این حرف ها هستم...
چــرا بیــن ایـن همـه آدم
پـیـله کـرده ام بـه تـو !
شـاید فـقط با تـو
پروانــه می شــوم
سـنگـیـنـی گـفـتـه هـایـم
بـه سـنـگـیـنی گـوش هـایـت دَر . . .!
از ماههای سال، محرم برای من
خاموشی مقدس ِمريم برای من!
از عشق خود جدایام و جای گلايه نيست..
اين بود ارث ِحضرت آدم براي من!
تنهایی است مونس و همدم برای من
اين زخم ها معلم ِخنديدن من اند ...
حيرانم از ترحم ِمرهم برای من
حتی اگر نشد که تو يک دم برای من .. . . .



..



همين رويای سادهی
رفتن و
بعد
بیخبر آمدنهای هميشهی اوست ...
فـرفـره ای را مـي
مـانــد...
کـه دلــش نـه بـه بــاد ...
و نـه حـتــي بـه نـسـیـم،
کـه بـه یـک فــُـوت خـوش اسـت ...

| Design By : Pars Skin |

